علیرضا بیرون بود

من یک ساعت بود روی زمین‌به حالتی که یعنی افتادم زمین خوابیدم که علیرضا بیاد و منو ببینه و بترسه.. حتی به سختی نفس میکشیدم!

آآآآما وقتی رسید و اولین بار صدا کرد " عاطفه " زدم زیر خنده🙂

متنفرم از خودم تو این جور مواقع

بعد تو خونه دنبالش کردم میگم تو رو خدااااا از اول😂

و هر بار که از اول رفتم همچنان میزدم زیر خنده🥹

خیلیییییییی گناه داره بنده خدا🥹