نون خشکه
یه بارم با علیرضا دعوام شد..با عصبانیت رفتم توی تخت پتو رو کشیدم رو سرم...
فقط شنیدم صدای در اومد ک بازو بسته شد ۱۰ دقیقه بعدشم باز در بازو بسته شد... فهمیدم رفته بیرون خونه و اومده
منم ک تمام مدت کامل زیر پتو بودم و از عصبانیت داشتم منفجر میشدم...
اومد تو اتاق پتو رو از رو صورتم برداشت گفت پاشو گلم... پاشو عزیز دلم... پاشو واست ((( نون خشک))) خریدم😑😑😑😂
ب همین سوی چراغ امروز تو شرکت یاد همین افتاده بودم داشتم هق هق میزدم😂😂😂😂