بدون مخاطب!

شب فراق تو هر شب ک هست؛ یلداییست...

بخداااااا مخاطب من هییییچکی نیست...حتی شما دوست عزیز!

هر کیم بگه اینو از من حسودی کرد و پست گذاشت؛ حسود خودشههههه!

معرفت

بعضی وقتا...

میبینم کسی ازم سراغ نمیگیره....کسی منو یادش نیست...دلم میگیره..

این جور مواقع میام وبلاگ..همین ک مبینم ۱ نفرم اومده توی وبلاگم کلی حال خوب پیدا میکنم...

مطمئنم ۱ نفر ۱ جای دنیا....هر روز میخونه وبلاگمو...هرکی هستی خیلییی با معرفتی...تو دنیایی ک همه بی معرفتن!

دلم گرفته

دلم گرفته....ی بهونه میخوام واسه نوشتن!

اخ اخ اخ

میفرماید ک:

منو یارو دل دیوانه بساطی داشتیم...

عقل بیکار بیامد همه را بر هم زد!

صبر ایوب مثالیست ک ما صبر کنیم

ورنه آن زجر ک ما دیدیم..ایوب..

ندید!

میدونه!

من همونیم ک میدونه و چیزی نمیگه!

و تو فک میکنی نمیدونه🙄🙃

مادام کوری

چشمام یجوری ضعیف شده ک وقتی میخوام متنیو تو گوشی بخونم یا بنویسم....اولا گوشیو تا فاصله نیم میلیمتری چشمم باید بیارم....بعدشم تا جایی ک جا داره زوم کنم...

من چشمامو میبندم...

تو نقابتو بردار...

چی میتونه خوشحالت کنه؟

میفرماید ک..

اگ در جواب این ک (چی میتونه خوشحالت کنه؟ ) بیشتر از پنج ثانیه فک کردی..

۱ ۲ ۳ ۴ ۵

نگران خودت باش!

من حدود یک ساعته دارم بش فک میکنم...هنوز ب نتیجه نرسیدم!

نگران باشم یا زوده؟🙃

خود خوش قلب بینی

هر قلبی ک پاک باشه

بیشتر اعتماد میکنه

بیشتر میبخشه

بیشترم آسیب میبینه!

مدیونید اگ فک کنین قلب خودمو میگم😋

چمدون

امروز بعد ی بحث در مورد ی موضوع کهنه...

رفتم تو اتاقم....ی چمدون کوچولو تو کمدم‌‌‌....بازش کردم...دست نخورده بود...بزار یادم بیاد!

واسه کی بود!کجا میخواستم برم؟

کدوم سفر بود ک من هیچ وقت نرفتم؟

آشوبممممممممم!

همه چیز مبهمه...

گاهی وقتا...

رو تخت دراز میکشم..

میرم سمت ی کتاب...حسش نیست...

ن کتاب...ن اینستا...ن تلگرام...حس هیچی نیست...

دستامو میزارم زیر سرم...عمود ترین نقطه ی سقف تو چشمام خیره میشه..

خوب نگاش میکنم...لبامو کجو معوج میکنم...تو همین حین ک همه زندگیمو از ذهنم میگذرونم..هیچی از زندگیم یادم نمیاد...

ب آینده فک میکنم...چقد مبهمه...

ی خونه...

آدمی ک نمیشناسم...

🙄

من مردمممم بدون نت...چرا اخه؟

من حس میکنم قراره دوباره ی اتفاق جدید بیفته تو زندگیم...البته این اتفاق ممکنه جدی باشه!

نمیدونم.. ولی خودم حس میکنم امام رضا داره نگام میکنه‌‌...حس میکنم داره ی کارایی واسم میکنه...میدونم هرجایی ک باشم صدامو میشنوه.‌.‌‌. حتی اگ چیزیم نگم میدونه چی تو دلم میگذره! ولی این بار...واسه اولین بار واسش نامه نوشتم...خیلیم خودمونی حرف زدم باش...

فک کنم خونده!