شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من

فریب کار دغل پیشه؛ بهانه اش نشنیدن بود

چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفس میباف ولی به فکر پریدن بودم...